آشور
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (قدیم): آشوردن؛ جزء پسین بعضی از کلمههای مرکّب به معنی «به هم زننده» و «زیر و رو کننده».
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary assyria واژه هاى شامل آشور ـ (5)
- اسم (موسیقی ایرانی): گوشهای در دستگاههای ماهور، نوا، .راست پنجگاه.
- اسم (تمدن): نام کشوری در شمال عراق. سلاطین آشوری از قرن چهاردهم پ. م. تا قرن ششم پ.م. هچنان دولتی مقتدر بودند.
- اسم آشور ممکن است تصحیف شده آسور (آثور) باشد و در زبان معیار باستان به معنی راندن یا حرکت دادن کاوران، لشکر یا اسب و مانند آنها بوده است.