آتشبار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم واحد آتش توپخانه واحد نظامی که دارای چند توپ که میتواند ماموریت مستقل انجام دهد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary battery ; fiery ; spitfire واژه هاى شامل آتشبار ـ (1)
- صفت آنچه از آن آتش میریزد، بارنده آتش.
- صفت ریزنده آتش (شخص یا شیء).