پستان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم اندامی در پستانداران که در جنس ماده دارای غدههای تراوش شیر است و معمولاً رشد بیشتری دارد. ؛ پستون مادر را گاز گرفتن کنایه از ناسپاسی و حق نشناسی کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary breast ; mamma واژه هاى شامل پستان ـ (22)
- اسم دو عضو نرم و برجسته بر روی سینهٔ زنان که از آن شیر هم بیرون میآید و در رابطه جنسی نقش موثر داشته و در مواردی منجر به اورگاسم میشود.