آلودن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- فعل کثیف و ناپاک کردن (اعم از مادی و معنوی). آلوده کردن، کثیف کردن. آمیختن یا مالیدن چیزی را به چیزی. آغشتن، مقابل پالودن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bedaub ; besmear ; contaminate ; embrue ; gaum ; maculate ; pollute ; smear ; spatter ; tincture واژه هاى شامل آلودن ـ (1)
- فعل آغشته کردن، آلوده کردن.
- فعل کثیف شدن.