آفتابه

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم (قدیم): ظرفی فلزی یا پلاستیکی با لوله بلند و باریک که سر آن گشاد است و در آن آب کنند و جهت طهارت و نظافت استفاده کنند.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary ewer ; finger bowl ; pitcher ; tankard واژه هاى شامل آفتابه ـ (1)
  3. اسم وسیله‌ای شبیه به کتری که از آن بمنظور شستوی دست و روی، و طهارت گرفتن در آبریزگاه استفاده می‌شود. آبتابه نام داشت و از جنس سنگ، یا فلزاتی مانند مفرغ یا مس ساخته می‌شد و آن را بمنظور گرم کردن آب استفاده می‌کردند؛ این بود که آن را (آبتابه).
  4. اسم آفتابه خرج لحیم کردن کنایه از: تعمیر کردن کالای فرسوده‌ای که هزینه تعمیر آن بیش از قیمت خود کالا باشد، کار بیهوده کردن.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}