آفتابه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (قدیم): ظرفی فلزی یا پلاستیکی با لوله بلند و باریک که سر آن گشاد است و در آن آب کنند و جهت طهارت و نظافت استفاده کنند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ewer ; finger bowl ; pitcher ; tankard واژه هاى شامل آفتابه ـ (1)
- اسم وسیلهای شبیه به کتری که از آن بمنظور شستوی دست و روی، و طهارت گرفتن در آبریزگاه استفاده میشود. آبتابه نام داشت و از جنس سنگ، یا فلزاتی مانند مفرغ یا مس ساخته میشد و آن را بمنظور گرم کردن آب استفاده میکردند؛ این بود که آن را (آبتابه).
- اسم آفتابه خرج لحیم کردن کنایه از: تعمیر کردن کالای فرسودهای که هزینه تعمیر آن بیش از قیمت خود کالا باشد، کار بیهوده کردن.