سار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم پرندهای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ میپردازد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary camel ; starling واژه هاى شامل سار ـ (3)
- اسم ساْر: در گویش گنابادی یعنی لوس و مامانی ، پاستوریزه، بی بخار، رام و بیخطر ، نوعی پرنده.
- اسم در آخر بعض کلماتِ مرکب به معنی «سر» آید: سبکسار.
- اسم در آخر بعضی کلمات مرکب پسوند مکان است که بیشتر معنای کثرت و انبوهی را میرساند. چشمه - سار.
- اسم از ادات تشبیه که معنای مانند و شبیه را میرساند: بادسار