آکندن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- فعل بُن مضارع آکن؛ ضبط آن در بعضی متون قدیم آگندن است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary fill
- فعل پُر کردن، انباشتن. ذخیره کردن، جمع کردن، گرد آوردن. غنی کردن، آبادان کردن.
- فعل (قدیم): دفن کردن، مدفون ساختن.