آل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم : موجودی افسانهای که در صحراها و چشمهسارها زندگی میکند و به زن تازهزا صدمه میرساند و یا جگر او را میدزدد و یا فرزند او را میرباید.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary dynasty واژه هاى شامل آل ـ (5)
- اسم نام یک نژاد انسانی مرموز با چشمان زاغی رنگ که به سایر انسانها بیدلیل صدمه میزند، کولی، آلگؤز، چشمزاغ.
- اسم نام موجودی موهوم که عوام معتقدند به زن تازه زا آسیب میرساند به همین علت افرادی به مدت شش تا ده روز تا صبح بالای سر زئوا بیدار میماندند.. دلهره یا بیماری خاص زنان باردار.
- اسم (قدیم): مُهر پادشاهان مغول و ایلخانان که با رنگ سرخ زده میشد.
- اسم جزء پیشین بعضی از کلمههای مرکّب مانند آلوآجیل، آلوآشغال، آلوابزار، آلواوضاع.
- اسم (عربی): خاندان، دودمان، طایفه، اولاد.
- اسم (قدیم): جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید، سراب.
- صفت (قدیم): نام درختی که از ریشه آن رنگی سرخ میگیرند و جامه را با آن به رنگ سرخ درمیآورند. سرخ، سرخرنگ کمرنگ.
- صفت آل یا عال در زبان معیار باستان کلمهای خالص بوده؛ که چند تعبیر و ترجمه برای آن ممکن است. نخست فعل مضارع گرفتن به معنی بگیر؛ دوم به معنی ایل و تبار بوده و سه دیگر همان موجود خیالی که بوسیله رنگ چشم متمایز میشد، آلگؤز شاید همان چشمزاغ باشد