آلات
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم وسایلی که با آن کاری انجام میدهند. آلة.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary gear واژه هاى شامل آلات ـ (31)
- اسم جزء پسین بعضی از کلمههای مرکّب، به معنی نوع و جنس چیزی. آهنآلات، ماشینآلات. جمعِ آلت. وسایل.