اطلاعات
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم خبرها، آگاهیها، دانستنیها.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary data ; information ; witting واژه هاى شامل اطلاعات ـ (24)
- اسم مجموعهای از حقایق یا دادهها.
- اسم : دفتر یا گیشهای در ادارهها و مؤسسهها، که وظیفه کارکنان آن، راهنمایی افراد مراجعه کننده به آن موسسه است.
- اسم : آگاهیهای مربوط به فعالیتهای نیروهای دشمن یا نیروهای دیگر.
- اسم اطلاعات خبرهایی است که بررسی و تایید شده باشد.