سبزی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم انواع گیاهان معمولا علفی، که خام یا پخته آنرا میخورند مانند: نعناع، ترخون، ریحان و جزو آنها.
- اسم صراحی.
- اسم سبز بودن، وضع و حالت سبز، طراوات، شادابی.
- اسم سبزی خوردن هر یک از سبزیهایی که به صورت خام خورده میشود.
- اسم سبزی پاک کن کنایه از: متملق، چاپلوس.