آمبولانس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم اتومبیل مجهز به تختخواب، آژیر مخصوص، و برخی لوازم اولیه پزشکی برای جا بجایی بیماران، آسیب دیدگان، و مُردگان.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ambulance واژه هاى شامل آمبولانس ـ (1)
- اسم اتومبیل مخصوص جهت حمل بیماران و مجروحان به بیمارستان و یا مردگان به آرامگاه.
*/فرانسوی/