آمپر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (فیزیک): واحد اندازهگیری شدت جریان برق. برگرفته از نام آندرهماریآمپر (۱۸۳۶- ۱۷۷۵) میلادی، فیزیکدان و ریاضیدان فرانسوی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ampere واژه هاى شامل آمپر ـ (3)
- اسم (فنی): هر یک از عقربههای واقع در روی داشبورد خودرو که وضعیتی را نشان میدهد. آمپر آب، آمپر بنزین.
- اسم آمپر کسی بالا رفتن کنایه از: خشمگین شدن وی، داغ کردن وی.