استنباط
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم تصور یا برداشتی که شخص بر اثر کوشش ذهنی و دقت، از مطلبی بدست میآورد. بیرون آوردن چیزی. دریافت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary corollary ; deduction ; elicitation ; follow ; inference ; presumption واژه هاى شامل استنباط ـ (4)
- صفت ادراک و دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی.