ظرافت
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- ظرافة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary airiness ; concinnity ; daintiness ; delicacy ; elegance ; femininity ; finesse ; fragility ; grace ; mense ; nicety ; precision واژه هاى شامل ظرافت ـ (5)
- زیرک شدن.
- ماهر گردیدن.
- صفت زیرکی.
- صفت مهارت.
- صفت خوش زبانی، نکته سنجی.
- صفت خوش اندامی، زیبایی.
* عربی # ظرافة