جواز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary immunity ; indult ; laissez passer ; licence ; license ; paper ; pass ; permit ; sanction واژه هاى شامل جواز ـ (7)
- اجازه دادن، رخصت دادن.
- گذرنامه، پاسپورت.
- گذشتن، گذشتن از جایی.
- اسم هاون سنگین و چوبین، مهراس.
- اسم چوبی که ستوران را بدان رانند.
- اسم گواز: چوبدستی که با آن گاو و خر را رانند.