ثقل

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم سنگین بودن، سنگینی.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary exertion ; gravity واژه هاى شامل ثقل ـ (2)
  3. اسم (فیزیک): گرانش.
  4. اسم (پزشکی): سنگینی معده و روده، یبوست.
  5. اسم (موسیقی): بم بودن صدا.
  6. اسم بار مسافر، باروبنه.
  7. اسم رخت، مسا.
  8. اسم تفاله هر چیز.
  9. اسم دُرد شراب.
  10. اسم گران شدن.
  11. اسم سنگین شدن.
  12. اسم ظاهر شدن آبستنی زن.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}