ایل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم ایل واحدی است اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که از همبستگی نوع مکانیکی و نظارت بالای اجتماعی برخوردار است و همچنین مجموعهای از طوایف است که با زبان، آداب، عادات و فرهنگ مشترک، چه در ییلاق و چه در قشلاق زیر نظر یک ایلخانی یا ایلبیگی اداره میشوند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary tribe واژه هاى شامل ايل ـ (3)
- اسم گروهی از مردم هم نژاد، که فرهنگ و اقتصاد مشترک دارند و معمولا به صورت چادرنشینی زندگی میکنند. مفردِ ایلات.
- اسم تحلیل واژهی «ایل» در زبانهای ایرانی ۱. ریشه واژه واژهی «ایل» در متون اوستایی، پهلوی و سانسکریت دیده میشود و ریشهای ایرانی-هندواروپایی دارد. اوستایی: فرم اولیه «ایرا» به معنای «گروه، دسته، ارتش، تیپ» آمده است. منبع: فرهنگ واژههای اوستا، رویهی 260 (N. N. Nebig). پارسی میانه / پهلوی: «ایر» → به معنی نژاده، اصیل زاده، یَل «ایرمان» → به معنی دوست، یار این شکلها نشاندهندهی پیوند معنایی با مفهوم گروه و تعلق اجتماعی هستند. --- ۲. دگرگونی آوایی تغییر آوایی ر → ل در زبانهای ایرانی و در برخی واژههای هندواروپایی رایج بوده است. مثالها: ایر → ایل ایرمان → ایلمان بنابراین واژهی «ایل» هم ریشه در «ایر» دارد و همچنان مفهوم گروه، دسته و اجتماع را حفظ کرده است. --- ۳. ارتباط با سانسکریت در سانسکریت واژههایی با معنای «گروه، قبیله، دسته» وجود دارد که مشابه اوستا و پهلوی هستند. این همریشهگی نشان…
- صفت دوست، یار، همراه.
- صفت رام، مطیع.
اوستایی و پهلوی