insinuation

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تاب، پیچ، موج، اشاره ، رخنه یابی، خود جاکنی، نفوذ، دخول تدریجی، دخول غیر مستقیم.
  2. اسم تاب
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary insinuation|insidieux|insidieuse|innuendo|allusion 1336, en dr.; au sens 3, XVIe; lat. insinuare; de in- locatif, et sinus «courbure, pli». =>Sinueux 1 (yavâšaki )jâ zadan bâ kalak ciz i râ rasândan (kam-o-biš) hâli karadan 2 bohtân zadan
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version تاب ،پيچ ،موج ،اشاره ،رخنه يابى ،خود جاکنى ،نفوذ،دخول تدريجى ،دخول غير مستقيم
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·sin·u·a·tion n. Pronunciation:     ( ˌ )in- ˌ sin-yə- ' wā-shən, -yü- ' ā- Function:           noun Date:               1526 1 : the act or process of insinuating 2 : something that is insinuated especially : a sly, subtle, and usually derogatory utterance]]>
  6. اسم دخول غیر مستقیم
  7. اسم اشاره
  8. اسم پیچ
  9. اسم رخنه‌یابی
  10. اسم زیرکی
  11. اسم خودجاکنی
  12. اسم نفوذ
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}