برگردان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت برگردانیده شده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary lapel ; refrain ; repetend ; revers ; translation ; turn over واژه هاى شامل برگردان ـ (6)
- صفت ترجمه شده.
- اسم برگردان
- اسم جایگزینی مواد متنی یک زبانه با مواد متنی برابر، در زبان دیگر. کار برگرداندن. ترجمه.
- اسم حاصل جایگزینی مواد متنی یک زبان با مواد متنی برابر، در زبان دیگر. حاصل برگرداندن. ترجمه.