سی

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. حرف عدد فارسی مشتق سه، ۳۰، پس از ۲۹، عدد دهگانی پس‌از بیست.
  2. حرف مخفف سویِ که معنی برای نیز داره و بویژه در اشعار و لری بکار می‌ره: دست‌برار (ارجاعی از سرود دایه‌دایه).
  3. حرف مخفف لری سیه: ته سی بکو (لباس‌مشکی بپوش؛ از سرود دایه‌دایه: نازیه)
  4. حرف نوت موسیقی← نوت هفتم پس‌از لا
  5. حرف فعل امر انگلیسی‌ (See)← فعل امر دیدن که اسم‌مفعولش Seen وارد فارسی شده (سین‌کردن).
  6. حرف حرف الفبای انگلیسی‌ (C,c)← حرف سوم پس‌از بی (B)
  7. حرف بیکارگی حرفC← صدای س و ک می‌ده که اگر نبود املای انگلیسی راحت‌تر می‌شد (همه سیم‌ها باs و همه کاف‌ها باk نوشته می‌شد!
  8. حرف مشتقات انگلیسی‌ در فارسی← سین (سین‌کردن)
  9. حرف مشابهات (همه کلیدواژه)← الفبای انگلیسی: الفبا، برای، دهگان، نوت‌های موسیقی: نوت
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}