آموزش
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم عمل آموختن. تحصیلات رسمی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary beatification ; instruction ; lore ; teaching واژه هاى شامل آموزش ـ (13)
- اسم (اداری): بخشی در دانشگاه و مؤسسات مشابه که به امور آموزشی میپردازد.
- صفت یاد دادن. تعلیم، تربیت. انتقال دانش از فردی به فرد دیگری است.