سیاره
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم قمر ، اباختر، هرباسپ، اختر، اجرامی که به دور ستارگان میچرخند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary planet واژه هاى شامل سياره ـ (7)
- اسم گاورس ؛ گیاهی است خودرو شبیه جو که در کشتزار گندم میروید.
- اسم سیاره
* عربی السَّیارَه (زن آواره و سرگردان)