اعتدال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دوری از افراط و تفریط، میانهروی. برابر شدن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary mean ; moderation ; sobriety ; temperance واژه هاى شامل اعتدال ـ (8)
- اسم حد متوسط گرما و سرما.
- اسم : تناسب قد و قامت.
- اسم : راست ایستادن.