اعجاز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم انجام دادن امرِ خارقالعادهای که دیگران از انجام آت عاجز باشند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary marvel ; miracle ; thaumaturgy
- اسم کار دشوار و خلاف عادت انجام دادن. معجزه.
- اسم : عاجز ساختن. ناتوان کردن. عجز، ناتوانی.