اساسنامه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم مقررات یا ضوابطی مدوّن برای تعیین روشِ کار، یا اداره امور داخلیِ یک جمعیت یا سازمان.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary statute
- اسم قانونی که برای اداره یک انجمن یا مجلس یا سازمان اجتماعی و سیاسی تنظیم شده باشد.