خبرنگار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت کسی که اخبار را برای روزنامه و مجله یا جهت خبرگزاری تهیه کند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary correspondent ; newsman ; reporter واژه هاى شامل خبرنگار ـ (3)
- صفت گزارشگر. آنکه پیشه اش نوشتن گزارش و فرستادن آن به روزنامه یا دیگر ارگانهای خبری میباشد.