آنتن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (برق): وسیلهای به شکل میله، صفحه فلزی، و مانند آنها برای پخش یا دریافت امواج رادیویی یا تلویزیونی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary antenna ; antennae واژه هاى شامل آنتن ـ (3)
- اسم دستکاهی برای پخش یا دریافت امواج الکترومغناطیسی.
- اسم (گفتگو): جاسوس، خبرچین.