آوا
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم صدا، بانگ. صدایی که به آواز خوانده میشود یا از آلات موسیقی به گوش میرسد. آواز ملایم، آواز.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary phone ; phoneme ; sound ; voice واژه هاى شامل آوا ـ (7)
- اسم (زبانشناسی): هر یک از واحدهای تجزیه ناپذیر زبان که کنار یکدیگر قرار میگیرند و گفتار را بوجود میآورند.