اعلام
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم اظهار کردن و گفتن چیزی به قصد با خبر ساختن دیگران از آن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary annunciation ; declaration ; enunciation ; indiction ; indigitation ; intimation ; meld ; predication ; promulgation ; promulgator واژه هاى شامل اعلام ـ (22)
- اسم آگاه کردن، هشدار دادن؛ آگاهی.
- صفت جمع عَلَم، نشانهها، بیرقها.
- صفت بزرگ، معمولا در معنای مفرد برای موصوف جمع به کار میرود.