alternator

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary متناوب ساز.تناوبگر، (برق ) دستگاه تولید برق متناوب، آلترناتور.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(alternator): بازگشت به واژه alternator asynchronous alternator diphase alternator high frequency alternator high-frequency alternator induction alternator inductor alternator monocyclic alternator polyphase alternator synchronous alternator two-phase alternator uniphase alternator ماشين جريان متناوب ژنراتور جريان متناوب ،مولد جريان متناوب ،متناوب ساز،تناوبگر،(برق )دستگاه توليد برق متناوب ،الترناتور علوم مهندسى : دينام جريان متناوب الکترونيک : تناوب گر روانشناسى : تناوبگر کلمات مرتبط(11)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary al·ter·na·tor n. Pronunciation:     ' o ̇ l-tər- ˌ nā-tər also ' al- Function:           noun Date:               1883 : an electric generator for producing alternating current]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}