ancillary

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary فرعی، معین ، کمک ، دستیار، تابع، مستخدم بومی، مربوط به کلفت.فرعی، کمکی.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary ancillary تبعي، فرعي، طاري ancillary action / claim دعوي طاري، دعوي فرعي، دعوي تبعي
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(ancillary): بازگشت به واژه ancillary ancillary equipment ancillary facilities ancillary suit فرعى ،معين ،کمکى ،کمک ،دستيار،تابع ،مستخدم بومى ،مربوط به کلفت کلمات مرتبط(3)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary an·cil·lary n. Pronunciation:     ' an(t)-sə- ˌ ler-ē, - ˌ le-rē, esp Brit an- ' si-lə-rē Function:           adjective Date:               1667 1 : SUBORDINATE , SUBSIDIARY <the main factory and its ancillary plants> 2 : AUXILIARY , SUPPLEMENTARY <the need for ancillary evidence>   –ancillary noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}