aperiodic

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary نادوره ای.نامنظم، غیرمداوم، غیر نوسانی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(aperiodic): بازگشت به واژه aperiodic aperiodic antenna aperiodic circuit aperiodic compass aperiodic current aperiodic magnetic compass aperiodic phenomenon intermediate aperiodic circuit نامنظم ،غيرمداوم ،غير نوسانى ،نادوره اى روانشناسى : غير ادوارى کلمات مرتبط(7)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ape·ri·od·ic adj. Pronunciation: ˌ ā- ˌ pir-ē- ' ä-dik Function: adjective Date: 1879 1 : of irregular occurrence : not periodic 2 : not having periodic vibrations : not oscillatory –ape·ri·od·i·cal·ly \-di-k(ə-)lē\ adverb –ape·ri·o·dic·i·ty \-ē-ə- ' di-sə-tē\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}