apportionment
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary (حق. ) تسهیم، تقسیم، تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع.
- واژهنامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary apportionment افراز، تسهيم هزينه ها و عوارض متعلقه به مال (بين خريدار و فروشنده يا بين شرکاء)، منظور کردن اقلام هزينه به حساب هاي مربوط
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version تعيين سهم و حصه ،افراز،واگذارى اعتبار،(حق ).تسهيم ،تقسيم پولى بين اشخاص ذى نفع قانون ـ فقه : سرشکن کردن هزينه به چند سال به نسبت منافع حاصله در هر سال علوم نظامى : واگذارى سهميه بودجه
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ap·por·tion·ment n. Pronunciation: -shən-mənt Function: noun Date: 1579 : an act or result of apportioning especially : the apportioning of representatives or taxes among the states according to U.S. law]]>