زفت
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل زفت ـ (3)
- صفت درشت، ستبر.
- صفت پر، لبریز.
- صفت تندمزه.
- صفت خسیس، بخیل.
- صفت ترشروی، تندخو.
- اسم نوعی صمغ گیاهی که بر روی پارچه میمالند، و برای معالجه بر موضع مورد نظر میچسبانند.