assemblage

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary جمع آوری، اجتماع، انجمن ، عمل سوار کردن (ماشین یا موتور ).
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary assembler|rassembler|assemblée 1 gerd(-e-ham)-âvar-i (PIE. ger- => agora) 2 honar joft-o-jur-kâr-i
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(assemblage): بازگشت به واژه assemblage medical assemblage جمع اورى اماد،جمع اورى ،اجتماع ،انجمن ،عمل سوار کردن( ماشين يا موتور) علوم نظامى : جمع اورى اقلام تدارکاتى کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary as·sem·blage n. Pronunciation:     ə- ' sem-blij, for 3 also ˌ a- ˌ säm- ' bläzh Function:           noun Date:               1690 1 : a collection of persons or things : GATHERING 2 : the act of assembling : the state of being assembled 3 a : an artistic composition made from scraps, junk, and odds and ends (as of paper, cloth, wood, stone, or metal) b : the art of making assemblages]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}