رگ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم مجرای خون در بدن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary blood vessel ; streak ; vas ; vena ; vessel واژه هاى شامل رگ ـ (33)
- اسم نژاد، اصل.
- اسم غیرت. ؛ ~ خواب نقطة ضعف. ؛~ خواب کسی را به دست آوردن کنایه از: نقطة ضعف کسی را شناختن و از آن استفاده کردن.