auto

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (.pref -auto) پیوندیست بمعنی ' خود' و ' وابسته بخود' و ' خودکار'. (.n): خودرو، ماشین سواری.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(auto): بازگشت به واژه auto auto answer auto body auto body sheet auto cad auto cat auto da fe auto dial auto dialing modem auto drome auto lean auto load auto racing auto radio auto repeat auto restart auto rich auto-ignition auto-starter auto-transformer )auto- pref.(پيونديست بمعنى ' خود 'و ' وابسته بخود 'و ' خودکار :)n.(.'خودرو،ماشين سوارى کلمات مرتبط(19)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 au·to n. Pronunciation:     ' o ̇ -( ˌ )tō, ' ä- Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural autos Date:               1899 : AUTOMOBILE ]]> 2 auto n. Function:           adjective Date:               1942 : AUTOMATIC ]]> auto- n. AUT- ]]> auto (as used in expressions) n. auto da fe auto da fé autos da fé autos da fe ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}