availability

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary قابلیت استفاده ، چیز مفید و سودمند، شخص مفید، دسترسی، فراهمی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(availability): بازگشت به واژه availability amphibious vehicle availability table availability edit availability factor availability principle awaiting aircraft availability system availability مقبوليت ،ميزان در دسترس بودن ،ميزان امادگى زمان تعمير ناو،زمان امادگى ،موجود بودن ،قابليت استفاده ،چيز مفيد و سودمند،شخص مفيد،دسترسى ،فراهمى کامپيوتر : دسترس پذيرى قانون ـ فقه : سهولت و امکان تحصيل اعتبار بازرگانى : در دسترس بودن علوم نظامى : ميزان دسترسى کلمات مرتبط(6)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary avail·abil·i·ty n. Pronunciation:     ə- ˌ vā-lə- ' bi-lə-tē Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural -ties Date:               1803 1 : the quality or state of being available 2 : an available person or thing]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}