avouch

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary آشکارا گفتن ، اقرار کردن ، اطمینان دادن ، تضمین کردن ، مستقر ساختن ، مقرر داشتن ، تصدیق و تائید کردن ، تثبیت کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version اشکارا گفتن ،اقرار کردن ،اطمينان دادن ،تضمين کردن ،مستقر ساختن ،مقرر داشتن ،تصديق و تاييد کردن ،تثبيت کردن قانون ـ فقه : تصديق يا اقرار کردن
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary avouch v. Pronunciation:     ə- ' vau ̇ ch Function:           transitive verb Etymology:          Middle English, to cite as authority, from Middle French avochier to summon, from Latin advocare ― more at ADVOCATE Date:               15th century 1 : to declare as a matter of fact or as a thing that can be proved : AFFIRM 2 : to vouch for : CORROBORATE 3 a : to acknowledge (as an act) as one's own b : CONFESS , AVOW ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}