bacchic

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary وابسته به باکوس خدای میگساری و پرستش او، مستانه و پرهیاهو، آواز مستی.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary bachique|Bacchic Xodâ ye mey va xoš-gozarâni nazd e Rumiân, ham-zâd/pâ ye Dionysos e Yunâni + The Bacchic ritual produced what was called 'enthusiasm', which means, etymologically, having the god enter into the worshipper, who believed that he became one with the god. (B. RUSSELL, History of Western Philosophy, p. 36)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version وابسته به باکوس خداى ميگسارى و پرستش او،مستانه و پرهياهو،اواز مستى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary bac·chic adj. Pronunciation:     ' ba-kik, ' bä- Function:           adjective Usage:              often cap Date:               1669 : of, relating to, or suggestive of Bacchus or the Bacchanalia : BACCHANALIAN ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}