backlog
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary کنده بزرگی که پشت آتش بخاری گذارده میشود، موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست، جمع شدن ، انبارشدن ، کار ناتمام یا انباشته .پس افت.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version پشتيبان ،پشتوانه ،ستون فقرات تقويت کننده ،پس افت کنده بزرگى که پشت اتش بخارى گذارده ميشود،موجودى جنسى که بابت سفارشات درانبارموجوداست ،جمع شدن ،انبارشدن ،کار ناتمام يا انباشته علوم نظامى : تقويتى
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 back·log n. Pronunciation: - ˌ lo ̇ g, - ˌ läg Function: noun Date: 1684 1 : a large log at the back of a hearth fire 2 : an accumulation of tasks unperformed or materials not processed <a backlog of court cases>]]> 2 backlog n. Function: verb Date: 1963 : ACCUMULATE ]]>