ذکر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- یاد کردن، بیان کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary citation ; induction ; mention ; penis ; pintle ; recitation واژه هاى شامل ذکر ـ (22)
- یادآو
- نام، آوازه.
- شرح حال، ترجمة احوال.
- پند، موعظه. ؛~ جمیل یاد نیکو. ؛ ~ خیر یاد نیکو. ؛ ~ جلی ذکری که صوفیان به آواز بلند ادا کنند. ؛~ خفی ذکری که صوفیان در دل گویند. ؛~ مصیبت بیان کردن مصائب ائمه به ویژه امام حسین (ع)
- ~خیر کسی را گفتن از وی به نیکی یاد کردن.
- اسم یادگار.
- اسم حفظ.
- صفت تذکر، یادآو
- اسم نر، نرینه.
- اسم ذکور.