bad blood
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary آزردگی، خشم، رنجش، تلخی، تندی، زنندگی، مسمومیت خون دراثرعصبانیت، خصومت.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bad blood): بازگشت به واژه bad blood bad blood ازردگى ،خشم ،رنجش ،تلخى ،تندى ،زنندگى ،مسموميت خون دراثرعصبانيت ،خصومت کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary bad blood Function: noun Date: 1825 : ill feeling : BITTERNESS