bail out

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary به قید کفیل آزاد کردن و شدن ، با پاراشوت از هواپیما پریدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bail out): بازگشت به واژه bail out bail out پريدن و شيرجه رفتن در اب( موج سوارى)،پريدن از هواپيما،به قيد کفيل ازاد کردن و شدن ،با پاراشوت از هواپيما پريدن قانون ـ فقه : به قيد کفيل ازاد کردن ورزش : کنار رفتن توپ زن از محل ايستادن براى حفاظت از ضربه توپ ،پريدن و شيرجه رفتن در اب علوم نظامى : پرش با چتر کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary bail out Function:           intransitive verb Date:               1930 1 : to parachute from an aircraft 2 : to abandon a harmful or difficult situation also : LEAVE , DEPART ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}