ذوق
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary goo ; gusto ; liking ; penchant ; relish ; taste ; vertu ; verve ; virtu ; zeal واژه هاى شامل ذوق ـ (16)
- چشیدن.
- صفت چشایی.
- صفت در فارسی نشاط، بشاشت، خوشی.
- صفت علاقه و استعداد برای یادگی
- صفت لذت.
- صفت اولین مرحله از مراحل شهود. ؛~ کسی را کور کردن او را دلسرد و بی علاقه کردن. ؛تو ~ زدن الف - ناخوشایند بودن. ب - تولید نفرت کردن. ج - حال کسی را گرفتن. ؛~ و شوق علاقه و اشتیاق فراوان.