bedding
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary تختخواب و ملافه آن ، لوازم تختواب، بنیاد و اساس هر کاری، لایه زیرین ، رشد کننده درهوای آزاد.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bedding): بازگشت به واژه bedding air bedding bedding plane feather bedding محکم سازى ،وسايل خواب ،لايه بندى ،کف سازى ،تختخواب و ملافه ان ،لوازم تختواب ،بنياد و اساس هر کارى ،لايه زيرين ،رشد کننده درهواى ازاد علوم مهندسى : ثابت سازى عمران : بسترسازى علوم نظامى : رختخواب کلمات مرتبط(3)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary BEd n. Function: abbreviation bachelor of education]]>