behemoth

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (ج. ش. ) اسب آبی، کرگدن ، هرچیز عظیم الجثه و نیرومند.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (ج.ش ).اسب ابى ،کرگدن ،هرچيز عظيم الجثه و نيرومند
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary be·he·moth n. Pronunciation:     bi- ' hē-məth, ' bē-ə-məth, - ˌ mäth, - ˌ mo ̇ th Function:           noun Usage:              often attrib Etymology:          Middle English, from Late Latin, from Hebrew bĕhēmōth Date:               14th century 1 often capitalized : a mighty animal described in Job 40:15-24 as an example of the power of God 2 : something of monstrous size, power, or appearance <a behemoth truck>]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}