belabour
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary آمدن و رفتن ، با دقت روی چیزی کار کردن ، شلاق زدن ، (مج. ) زخم زبان زدن ، سخت زدن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version امدن و رفتن ،با دقت روى چيزى کار کردن ،شلاق زدن ،(مج ).زخم زبان زدن ،سخت زدن
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary be·la·bour v. chiefly British variant of belabor ]]>