صبر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گیاهیست با برگهای دراز و ضخیم و تیغ دار با گلهای زرد رنگ. در جاهای گرم میروید و طعم تلخ دارد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary patience واژه هاى شامل صبر ـ (4)
- اسم شکیبایی کردن.
- صفت بردبا
- صفت عطسه. ؛ ~ ایوب کنایه از: شکیبایی بسیار زیاد.